تبلیغات
پسران جهنمی - چراغ ها را من روشن می کنم
**شکسپیر: همیشه به کسی فکر کن که تو رو دوست دارد، نه کسی که تو دوستش داری **

چراغ ها را من روشن می کنم

دوشنبه 31 مرداد 1390 03:15 ق.ظ

نویسنده : Boolot

چراغ ها را من روشن می کنم

دلم می خواد برات نامه بنویسم!واقعی واقعی رو کاغذ اصلا با یک مداد که وقتی هر حرفی رو می خوام بنویسم صدای لمس نوک قلم با صفحه رو هم بشنوم.روحم رو لای تک تک واژه هاش بزارم!برات بنویسم و بنویسم بدون اینکه فکر کنم کی کاغذم تموم میشه!
دلم می خواد یک کاغذ سفید بردارم کناراشو با حوصله تموم نقاشی بکشم طراحی کنم،حاشیه بزارم و هر چی بلدم برات رو کاغذ پیاده کنم.یواشکی مداد رنگی های خواهر کوچیکترمو بردارم و برات کلی گل خوشگل بکشم...
دلم می خواد کاغذ رو بو بکشم!بو بکشم ببوسم و لمس کنم.اونقدر به سینه و قلبم بچسبونم که تا همیشه صدای ضربان قلبم رو کاغذ ثبت بشه و تو هم بتونی بشنوی!می خوام اونقدر به کاغذ نگاه کنم که عکس چشمات رو وقتی داری می خونیش ببینم!
می خوام اشتباه ها و خطا های نامه ام رو با اشک هام پاک کنم.می خوام هر چی که دارم رو برات تو نامه ضمیمه کنم.تیکه تیکه روحم رو مثل پازل کنار هم بچینم و تو پاکت بگنجونم!می خوام اشتیاق و شوری که تو وجودم هست رو برات بفرستم.
دلم می خواد از خونه بزنم بیرون.با هر قدم آروم که انگار دارم پرواز میکنم، به سمت یک اداره پست واقعی برم و آدرست رو پشت پاکت بنویسم و وقتی نامه رو برات فرستادم از همون لحظه ی اول لحظه شماری کنم که کی نامه دستت میرسه!همون لحظه زنگ بزنم بگم فرستادم نرسیده؟
می خوام تو اتاقم بشینم و هی خیال بافی کنم که الان پاکتم کجاست؟تو کجایی؟کی میرسه؟وقتی دستت میرسه چه حسی بهت دست میده؟و از شوق دست و پامو گم کنم.شب ها وقتی خسته خسته ام یاد هیجان نامه چشم های خسته ام رو پر از برق عشق کنه!با این فکر که فردا صبح دوباره شروع می کنم به نوشتن نامه یک کم آروم بگیرم ولی وقتی دوباره واژه ها تو ذهنم وول بخورن و حرف های تازه به فکرم برسه باز نتونم بخوابم.بیدار شم و چراغها رو روشن کنم....




دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: - -