تبلیغات
پسران جهنمی - نشانه ها و تردید
**شکسپیر: همیشه به کسی فکر کن که تو رو دوست دارد، نه کسی که تو دوستش داری **

نشانه ها و تردید

دوشنبه 17 مرداد 1390 12:54 ب.ظ

نویسنده : Boolot

نشانه ها و تردید

 

زمانی 15،000 زبان وجود داشت كه بیشتر آنها توسط زبانهای بزرگتر بلعیده شدند و اكنون فقط حدود 3000 تای آن باقی مانده كه آنها هم در حال كم شدن هستند .

اما از كمیت زبان ها كه بگذریم به كیفیت زبان می رسیم . به مفاهیمی كه هر زبان مسئول انتقال آنهاست . آیا مفاهیمی كه امروز زبان فارسی یا انگلیسی در خود دارند با صد سال یا هزار سال پیش یكی است ؟

اكنون زبان را در زمینه سیاست ، اقتصاد ، تكنولو‍‍ژی و ده ها مورد دیگر به كار می بریم كه زمانی بی معنا بوده اند . و قبلا ها زبان كیفیاتی داشته كه قطعا امروزه دیگر وجود ندارند .

زبانهای دیگر ی نیز توسط بشر ساخته شده مثل زبان برنامه نویسی . زبان منطق ریاضی . زبان ماشین و غیره .

اما خود طبیعت هم زبانی برای خود دارد كه گاه ما آدمها متوجه آن نمی شویم .

درد و مشكلات ساده ترین شكل زبان طبیعت هستند .

مثلا اگر دستتان به چیز داغی بخورد درد باعث می شود كه آنر عقب بكشید . اگر دردی حس نمی كردید شاید وقتی متوجه می شدید ، كه دستتان كاملا سوخته و از بین رفته بود .

مشكلات هم گاه می خواهند به ما بگویند كه مسیر را اشتباه می رویم و باید راهمان یا طرز فكر و نگاه و یا رفتارمان را عوض كنیم .

مثل كسی كه به دیواری بر می خورد و باید برای ادامه مسیر از كنار دیوار عبور كنید و گر نه مشكلی به نام دیوار راه او را سد می كند .

اما زبانی كه می خواستم در موردش صحبت كنم زبان نشانه هاست .

بخصوص وقتی كه رویا و هدفی داریم طبیعت به یاری ما می آید و اگر خوب به اطرافمان توجه كنیم راهنمایی های كوچك و بزرگ طبیعت و زندگی را در خواهیم یافت .

گاه طبیعت سعی دارد به ما هشدار دهد كه كاری به خیر و صلاح ما نیست و به عناوین مختلف جلو ما را می گیرد .

مثلا قصد خرید چیزی را داریم و فروشگاه مورد نظر ما بسته است یا به موقع نمی رسیم یا در یك معامله یا قرار داد ، مشكلی ناخواسته یا تاخیری اتفاقی پیش می آید .

حتی یك جمله اتفاقی از رادیو یا از زبان یك رهگذر یا دوست می تواند نشانه ای برای راهنمایی ما باشد .

یادم هست یك بار كه در شرایط خیلی بدی گیر افتاده بودم باد مقداری كاغذ پاره به سمت من آورد . یكی دو تا از كاغذ پاره ها را خواندم روی یكیشون نوشته بود آرام باشید روی دیگری نوشته بود به خدا اطمینان كنید .

تكه هایی از یك كتاب پاره پاره بود .

اتفاقی كه افتاد این بود كه در آن شرایط اگر آرامش خود را حفظ نمی كردم حتما به درد سر بزرگی می افتادم .

وقتی رویایی در سر داریم خداوند از طریق طبیعت با ما سخن می گوید . اگر خوب نگاه كنیم همواره و در همه چیز می توانیم خدا را در حال سخن گفتن با خود ببینیم .

حتی در سكوت و بخصوص در سكوت

 

 




دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: - -